خیلی بده که ادمی سخنی برای گفتن داشته باشد –گیرم نادرست- اما از ترس هیاهو ی متعصبان ! نتواند بگوید وبا دیگران در میان بگذارد.بدتر از این ان است که پاسخ صاحب سخن را نه با استدلال و منطق و...که با هیاهو وناسزا وانواع انگ ها بدهند و...بگذریم.به دلایلی که پیش از این گفته ونوشته ام ،براین باورم که ما بختیاریها –لرها را نمی گویم تا به کسی برنخورد هرچند انگ واتهام تفرقه افکنی ونفاق و..خواهند زد  که البته خیلی مهم نیست اما بسیار زیان ده است ،چرا که بجای گفتگو ونقد یکدیگر تا رسیدن به تفاهم وشاید حقیقت ،باید گفت وناسزا شنید ورفت- آری من معتقدم که بختیاری ها که یکی از سرشناس ترین اقوام لر هستند ،بازماندگان تیره ی پارسی ایرانیان پیش از یورش عرب ها هستند که البته در درازای تاریخ پس از فروپاشی ساسانیان با اقوام دیگری امتزاج !شده هرچند غلبه ی نژادی وفرهنگی وزبانی خودرا پاس داشته ونگاه داشته اند. بختیاریها –اگر نگوییم لرها همه- سرزمین وزبان وفرهنگ بسیار نزدیک با دیگر بازماندگان تیره ی پارسی دارند. اسناد ونوشته های بسیاری این گفته را تایید می کنند که در دیگر نوشته های اینجانب می توان نام ونشان انها را باز یافت .اما اینجا تاکید بر زبان است.بربنیاد پژوهش های پزوهشگرانی چند ازجمله جناب دکتر بهرام امیر احمدیان –که خوشبختانه !بختیاری یا لر نیستند – در تیرماه 1366 بیش از 70 درسد از  عشایر کوچنده می توانستند به فارسی صحبت کنند و بیش از 19 درسد فارسی را بفهمند وکمتر از 10 درسد  نمی توانستند فارسی صحبت کنندو...-پژوهشی درباره ی ایل بختیاری ص 57 نشر اگاه –که این ارقام نشان از نزدیکی بسیار گویش بختیاری با گویش فارسی دارد و این در حالی بوده که تنها نزدیک به 23 درسد باسواد بوده اند....اما مقصود از این مقدمه که پیش از این هم