هفت سین یا هفت شین !
مطلب زیر را که نوشته ی دکتر ناصر انقطاع می باشد،از این نظر جالب یافتم که به اختلاف گویش های اشکانی وساسانی در کاربرد سین وشین در واژه های هم معنا اشاره دارد.
باور اینکه گروهی می گویند- هفت سین-در اغاز - هفت شین – بوده است و چامه ای هم در این باره دارند که می گوید:
جشن نوروز از زمان کیان ---می نهادند مردم ایران ---شمع وشیر وشراب وشیرینی ---شکر وشهد وشایه اندر خوان.
هفت شینی را که دراین چامه آورده اند از دیدگاه یک پژوهنده خنده آوراست.زیرا شمع وشهد وشراب –سه واژه ی تازی هستند که پارسی آنها –سپندار وباده وانگبین –است.وهیچیک از اینها در زبان پارسی با شین اغاز نمی شده که در روزگار باستان در کنار شین های دیگر نهاده شوند.پس این چامه وچیزهایی که در آن به عنوان هفت شین ازشان نام برده شده است نمی تواند پایه ی باور گفته شده باشد.اما یکسره هم نباید این باور را نادیده گرفت وبدور انداخت.زیرا با نگرش به اینکه در دوران کهن ،میان گویش های پهلوی ساسانی (پارسیک ،که در جنوب باختری ایران روا بود) وپهلوی اشکانی (پهلوانیک –که در شمال خاوری ایران بدان سخن می گفتند )اندک دگرگونی هایی دیده می شد شاید این پندار زیاد هم بی پایه نباشد. چون اشکانیان برخی از سین هارا شین می گفتند(یا ساسانیان برخی شین هارا سین).برای نمونه ساسانیان –فرستاده –می گفتند واشکانیان- فریشتاده -....یا اشکانیان –نبیشتن –می گفتند وساسانیان –نبیستن- (که اختلاف میان نوشت ونویس از همین جا پیدا شده ).یا اشکانیان –دشت –می گفتند وساسانیان –دست –یا اشکانیان –خروشیدن –می گفتند وساسانیان –خروسیدن-(که خروس نیز ازاین ریشه است ) ویا اشکانیان مشت می گفتند وساسانیان –مست –(که واژه ی مستمند نیز ازاین ریشه است یعنی کسی که مشتش خالی است وبینواست)...سفت وسفته وشفت وشفته ...براین باور دور نیست که در هفت شین در گویش اشکانی از هفت سین در گویش ساسانی گرفته شده باشد.دکتر ناصر انقطاع
بنام خداوند جان وخرد-لر وبختیاری آنچنان که شایسته ی آنهاست کمتر شناخته شده است.تاریخ آنها محدود به تاریخ اتابکان -کوچک و بزرگ -شده است وتاریخ معاصرشان با کم توجهی وگاه بی توجهی تاریخ نویسان ایرانی روبرو بوده وخارجی ها هم -با وجود برخی کارهای ماندگار -به اگاهی های معدود مسافران وماموران وسپستر باستانشناسان بسنده نموده ودنبال هدف های خود بوده وهستند.این میان قلم بدستان لر هم کار اندکی انجام داده اند وبرخی نیز با نوشتن یکی دو کتاب کار خودرا پایان یافته پنداشته وبازنشسته شده اند...خوب اینک که اینترنت مجال نیکی برای نوشتن فراهم نموده است بر قلم بدستان لر تبار است که با پژوهش ها وبررسی های همه جانبه ودانشی ودانشگاهی کوتاهی های گذشته را جبران نمایند.در این راه آنچه بیش از معرفی تاریخ وفرهنگ ما -به نشانه ی بخش پر بار وماندگارتاریخ و فرهنگ ایرانی -اهمیت دارد چگونگی وشکل مستند وبخردانه ی معرفی این تاریخ وفرهنگ است تا آنجا که مورد توجه وبهره برداری علاقمندان ونیازمندان قرار گیرد.(امری که شوربختانه از سوی برخی جوانان لر تبار نادیده گرفته می شود تا آنجا که با سرسختی همه ی پژوهش ها وپزوهشگران را در هر جایگاه نفی میکنند وگاه تندروانه!وبی ترس ونگرانی دست به تخریب آنها می زنند.. )نگارنده همه ی تلاش وکوشش خودرا در این راه بکار خواهد برد-با سپاس از پیشینیانی که راه را برای او ودیگر علاقمندان هموار نموده اند....وبا این امید که از یاری وهمراهی همتباران اندیشمند بی بهره نماند.تندرستی وامیدواری برای همتباران وهممیهنان وجهانیان آرزو دارم.فریبرز خواجه برج سفیدی