گزیده ی تاریخ بختیاری-از سده ی 4 تا 5-بخش پایانی

      از این تاریخ - 447هق برابر 434 هخ-تا 462 هق برابر 448هخ-به مدت 14 سال روزگار بر مراد هزاراسب است واز انجا که جایگاه وپایگاه بالا ومهم حاکم بی تاثیر بر زندگی مردم زیر دست نیست، بویژه که اوضاع کلی کشور نیز پس از سالهای بحرانی وتوفانی ، رو به آرامش می رفت، می توان اندیشید که بختیاری ها نیز در این ارامش شریک باشند.

ادامه نوشته

در پاسخ جناب نوروزی

 ما چه هستیم!

از مقاله ی بختیاری ها زیر نفوذ غرب ...پژوهش دیگار-کریمی در کتاب ایران واقتباس های فرهنگی شرق از مغرب زمین-مجموعه مقالات زیر نظر یان ریشار-ناشر آستان قدس /۱۳۶۹.پژوهش در سال ۱۳۶۴.

  امروزه پس از گذشت ۷ سال از استقرار ج.ا.ا.وضع از چه قرار است؟آنچه می بینیم جای ابهامی باقی نمی گذلرد :بختیاری ها اکنون(یا در حال )یکجا نشین شدن کامل هستند وعادات ایلاتی را ترک کرده اند....قبیله وحدت خودرا از دست داده و نهادهای سنتی آن بلا استفاده ومتروک شده اند....بکمک این تدابیر-زندگی یکجا نشینی برای اولین بار به چشم بختیاری ها جذابتر از زندگی کوچروی پدیدار شد .-ص ۱۴۲-۱۴۴

بر این اساس ما در مرحله ی بحران هستیم !انچه مسلم است بازگشتی به ایل وطایفه وباو و تش وادلاد و کوچو..در کار نخواهد بود.واز انجا که هر یک در شهری وروستایی نشیمن گزیده ایم که هویت !؟ خود را دارد-یا بدست خواهد اوردـبزودی حتا قومیت نیز به خطر خواهد افتاد واهوازی وبروجردی وتهرانی وهمدانی واصفهانی و...جای انرا خواهد گرفت.اینجاست که.....

ادامه نوشته

گزیده ی تاریخ بختیاری-ادامه-5

این ماجرا دو ماه بدرازا می کشد ، در اغاز یاران هزاراسب پیروز می شوند اما  شایعه ی در گذشت امیر ابو منصور در سپاه می پیچد که منجر به پیوستن بخشی از سپاه او به سلطان رحیم می شود .هزار اسب نیز چاره را در رفتن به دیار خود می بیند وبه ایذه بر می گردد. رامهرمز بدست  سلطان ولشکریانش می افتد که منجر به غارت ان می شود وبخشی از سربازان مقابل کشته وبخشی به هزار اسب در ایذه می پیوندند. در رفت وبرگشت های چند باره ی سپاه دو گروه ، که گاهی این وگاهی ان پیروزی های کوتاه مدت بدست می اوردند اما نتیجه ی نهایی برای هیچ یک بدست نمی امد، هزار اسب وا میر ابو منصور چاره را در کمک خواستن از طغرل سلجوقی که اینک در شهر اصفهان چادر زده بود ، دیدند که با پاسخ مثبت وسپاه کمکی او روبرو شدند.

ادامه نوشته

گزیده ی تاریخ بختیاری-ادامه-4

در نیمه ی دوم سده ی 4 ونیمه ی نخست سده ی 5 ،رخدادها بسیار و رفت وشد ها فراوان است .سامانیان میروند وغزنویان می آیند ، دیلمیان می روند وترکان غز می ایند والبته این ها با جنایت بارترین رفتارها.

  دیلمیان که روزگاری یگانگی وهمبستگی سه برادر ، حکومت بر بخش بزرگی از جهان اسلام را برای انها به ارمغان اورده بود ، اینک ودر اغاز سده ی 5 چنان به جان هم افتاده اند که گاهی تنها بر یک شهر حکومت می راندند. در این میانبه نظر می رسد، سرزمین بختیاری از ارامش برخوردار بوده است به شکلی که علاالدوله ی دیلمی در سال 425 ه.ق. از دست دشمنان –اغلب عموزادگان- به ایذه پناه میبرد و مهمان حاکم انجا که یا بنکیر است ویا پسر او هزاراسب ،می شود.

ادامه نوشته

زنگ تفریح!

 در تاریخ گردیزی نوشته شده به سال ۴۴۲آمده است:

   ...ومنوچهر نواده ی افریدون وایرج بود واندر کوه های سوسن زاد که انجارا باسیان گویندواز ان کوه بیرون امد با سی هزار مرد وبا هردو حرب کرد-با سلم وتور-وکین جد بیافت.ص ۴۰

مصحح محترم که دانشمندی افغانستانی بود  -سوسن را سوس کرده در حالیکه اقرار به بودن سوسن در هردو نسخه ی مورد استفاده ی خود می کند...تنها خدا می داند در سوسن چه نهفته است.

 

گزیده ی تاریخ بختیاری-ادامه-3

هرچند موضوع نوشته ی ما تاریخ نیاکان بختیاری هاست اما اینجا لازم است اندکی درباره ی حسنویه وبازماندگانش که از رهبران بزرگ لر بویژه در لرستان شمالی از شمال کرمانشاه تا اهواز وقم وساوه بوده اند ، گفتگو شود .

     حسنویه پسر حسین برزیکانی بطور قطع با توجه به سرزمین های تحت حکومت او،از بزرگان لر بوده است.او همچون بسیاری سرداران کرد ولر در دوران سروری دیلمیان سربلند میکند وپس از 3-4 دهه سالاری بر اقوام کردولر وسرزمین های  دینور وهمدان ونهاوند وسامغان –پیرامون قزوین- وآذربایجان تامرز شهرزور والبته لرستان در سال 369 در حدود نهاوند در می گذرد ودارایی ومال وپسران بسیاری از خود بجا می گذارد. در در درگیری های میان پسران او جز بدر بقیه کشته می شوند واو به تنهایی رهبری اقوام زیر سالاری پدر را به عهده میگیرد.

ادامه نوشته

گزیده ی تاریخ بختیاری-ادامه-2

با ورود دیلمیان ایرانی به گستره ی حکومت ،اقوام ایرانی که در هنگامه ی طاهریان از لاک دفاعی خود پس از دوسده واندی ،بیرون امده بودند ،جان تازه گرفته واین بار با خواسته های بیشتر واز ان جمله ورود وحضور بیشتر در حکومت وبویژه سالاری بر قوم خود وسرزمین خود، وارد کارزار دیالمه و مخالفان انها شدند. دراین میان نیمه ی  غربی ایران یا سرزمین های کرد ولر بیشترین تحرک وتلاش را نشان دادند وچه کردان شمال وچه کردان میانی وجنوبی یا نیاکان لر ها ، با سرداران وسپهسالاران خود ، خواهان حقوق از دست رفته ی خود بدست تازیان شدند ودر این راه با تلاش ها واز جانگذشتگی ها ی خود به دستاورد های بسیار وماندگار رسیدند.

ادامه نوشته

گزیده ی تاریخ بختیاری-ادامه-1

 

سده ی چهاربه بعد .بربنیاد تاریخ کامل وسایر مراجع

تبری اخرین بار درسال 286 خورشیدی از کردان شمال خوزستان یاد می کند وادامه ی کار را به همکار کردتبار خود؛ پور اثیر میدهد. اما پور اثیر نیز برای خود منابع ومراجعی دارد که مهمترین انها تاریخ تبری واثار مسکویه یا مشکویه ومسعودیست ودر واقع پور اثیر د تاریخ بزرگ خود گزیده ی منابع خودرا اورده است والبته این تا زمان اوست وخود نیز افزوده ها از دیدنی ها وشنیدنی های خود دارد.کاملترین مطلب در باره ی کردان (= کوه نشینان )را مسعودی در مرغزارهای زرین خود(مروج الذهب)والتنبیه والاشراف که گزیده ی مرغزارهای زرین وشاید دیگر آثار اوست،نام بسیاری از تیره های کرد را با جایگاه آنها آورده است. چون در التنبیه کاملتر است ما آنرا اصل گرفته ومرغزارهای زرین را در داخل کمان می آوریم.

ادامه نوشته

درهم امیختگی اقوام-4 بخش پایانی

 

در دنباله واخرین بخش مطلب به تغییر وتحول کمی تش خواجه در درازای 6 نسل میپردازیم اما ابتدا به ایوه وارزش باستانی آن از دید ژان پیر دیگار _پزوهشگر مردم شناس فرانسوی وداماد قوم لر –می پردازیم...."
ادامه نوشته

چوغا-2

             

اینک ببینیم جهانگردان ومسافران بویژه فرنگی ها درباره ی لباس بختیاری وچوغا چه نوشته اند.

هیچ یک از مسافرانی که در سده ی 19 وپیش ازان از بختیاری دیدن کرده ودرباره ی لباس مردان مطلب نوشته اند اشاره ای به چوغا نکرده اند.

  -هانری رنه دالمانی درسفرنامه ی خود" از خراسان تا بختیاری " که  در سال های پس ازسال 1890 نگاشته است پس از وصف لباس مردوزن بختیاری در باره ی لباس مردان می نویسد :اینک ودر مقایسه ی انچه از گفته ها وتصویر ها در گذشته از لباس مردان بختیاری شنیده ودیده ایم لباس ها زشت تر شده اند.

ادامه نوشته

چوغا وان پیشامد ناخوشایند!

  داستان یادواره ی شرکت ملی حفاری وراه نیافتن برخی همتباران چوغا پوش به آن گردهمایی را که موجب دلخوری وگله گذاری شماری وعصبانیت وبرخورد خشن شماری دیگر از همتباران شده است را ،تا کنون بسیاری شنیده اند . بدور از داوری در باره ی آن پیشامد ،پرداختن به  موضوع لباس قومی وجایگاه ان در مناسبات اجتماعی وفرهنگی وبویژه جایگاه چوغا (چوقا هم می نویسند اما همه چوغا می خوانند.) و اینکه لباس می تواند مقدس باشد و....می تواند بسیار جذاب ودلکش باشد.در مورد لباس وتاریخ وتغییر وتحول ان در جهان وایران گرامی نوشته های بسیاری –در زبان فارسی-وجود دارد که به پرسش های خواننده پاسخ درخور میدهند .

ادامه نوشته

درهم امیختگی اقوام-3

 

 سندهای تاریخی

آنچه دراینجا بنام سند تاریخی از آن یاد می شود،چیزی جز قباله های خرید وفروش زمین نیست.قدیمی ترین قباله ای که نگارنده در اختیار دارد و بلحاظ اینکه نخستین نیزهست –از بابتی که اشاره خواهد شد-تاریخ 1267 ه.ق. را در پای خود دارد که به تاریخ خورشیدی 1229 می شود یعنی 158 سال پیش ،که میشود تاریخ 6 نسل.( اهمیت این قباله در این است که کل تش خواجه را شامل میشود وبا وجودی که سندی با یکسال سابقه ی !بیشتر وجود دارد که به ان اشاره میشود ومربوط به خرید زمین در گرمسیر است اما خرید جمعی تنها 2 بار ،یکبار با اشاره به تعداد خانواده ها ویکبار اشاره به تش خواجه ،اتفاق افتاده است.)

این قباله که قباله ی مادر هست ، بسیاری آگاهی های تاریخی واجتماعی را در اختیار میگذارد.قباله مربوط به خرید زمین بزرگی در منطقه ی سردسیری بیرگان ، در باخترشهر فارسان وجنوب خاوری چلگرد (تونل کوهرنگ) و در سر راه مسجد سلیمان به استان چهارمحال و بختیاری و محصور میان کوه های زرد ه وچری وگیلاس یا قیصری درباختر وجنوب وکلک وزراب در خاور وشمال ورودخانه ی کارون(آب رود) که از باختر به خاور جاریست .این زمین که به چم آباد معروف است ، توسط 32 خانواده ی انروزی تش خواجه از :محمود خان وسلیمان پسران ابدال خان بختیاروند ، خریداری می شود وبه جز دوخانواده که یک بهرونیم سهم می برند ، بقیه ی خانواده ها یک بهر سهم می برند. جمع خانواده ها ، 31 است اما زمین وقباله بربنیاد 32 بهر شدن زمین به 32 خانه (هونه) معروف است. اب رود از سراسر جنوب زمین میگذرد ودر اصل حد جنوبی ان اب رود یا کارون قراردارد اما زمین از چشمه ی معروف مروارید که در شمال خاوری زمین قراردارد ابیاری می شود......

ادامه نوشته

درهم امیختگی اقوام-2

سابقه ی  تاریخی

داستان های مردمی

      داستان خواجه کامیار وشاه حسین

این داستان که در ادامه گفته خواهد شد،هنوز بر سر زبانهاست-بویژه نزد بزرگان هردو تش خواجه وشاسوند(=شاه حسین وند،تش دیگری از طایفه ی شهنی) .

   میگویند ،کامیار نیای تش خواجه وشاسه(=شاه حسین)نیای تش شاسوند-هردو از طایفه ی شهنی از باو بابادی از تیره ی هفت لنگ بختیاری)باهم دوست وبرادر خوانده بودند.هرده اینسو وانسوی رودخانه ی کارون در بخش سوسن،در شمال  ایذه-پایتخت – روزگار میگذراندن و از دوستی وبرادری خود لذت میبردند.خواجه که طایفه ی عارفان ومرد خدا بودودارای کرامات ، واز دارایی ومال بسیار بهره مند بود،دربین مردم منطقه از احترام واعتبار بسیار برخوردار بوده وبه شکلی بزرگ وریش سفید وکدخدای تبار خود نیز بود واز بزرگان ومحترمین دربار نیز به حساب می امد.

   روزگار به خوشی میگذشت تا اینکه شاه –افراسیاب نام- برای سرکشی به منطقه به سوسن امده وچند روزی با خدم وحشم مهمان خواجه می شود وخواجه نیز پذیرایی شاهانه بعمل اورده وبویژه از برنج معروف سوسن –چمپا یا گرده – برسر سفره ی غذا کوتاهی نمی کند....شاه
ادامه نوشته

در هم امیختگی اقوام درکوچ نشینان

  نمونه:تش خواجه از طایفه ی شهنی از باو بابادی 7لنگ بختیاری

   چکیده: هیچ قوم وتباری ،بلحاظ خونی ،از گزند روزگار وتاریخ وجغرافیا،درامان نیست وانها که روزی تنها یک مرد ویک زن بودند،پس از گذشت سالها چنان از هم دور می شوند که جز خواست وفشار اجتماعی ،انگیزه ای برای پیوند آنها وجود نخواهد داشت.این خواست وفشار –هرچه باشد-در ایجاد کنفدراسیون های کوچک (مانند تش ) وبزرگ (همچون ایل )،خودرا نشان می دهد.

  طایفه ی شهنی خود نمونه ای از این کنفدراسیون ها میباشد که فشار –از هر گونه –عامل ایجاد ان شده است.

تعریف ها:

ادامه نوشته