درهم امیختگی اقوام-3
در سند دیگری با همان تاریخ ، که آنهم مربوط به خرید کوه گیلاس در جنوب بیرگان است که به سبب داشتن بوته های گیلاس وحشی که بسیار خوشمزه نیز هست به این نام معروف شده است، از خواجه ی ایوه ای –خریداران-یادشده است فروشندگان –احمد بلد – هستند والبته کوه گیلاس زمین کشاورزی ندارد وتنها به عنوان مرتع ونیز جای –وارگه – ها از ان استفاده میشد.
اینک ببینیم ایوه که خواجه ها به آن منتسب بوده اند کجاست. جدا از ایوه در کردستان –به احتمال در عراق –که حاکم معروفی بنام سلیمان شاه ایوه داشته است ، در گوشه ی پایانی کوه تخت کاشان در جنوب وغرب سوسن-در شمال ایذه –ودر ساحل خاوری رود کارون جایی بود بنام ایوه که به احتمال بسیار اینک تمام ویا بخش بزرگی از آن در زیر دریاچه ی سد کارون مسجد سلیمان قرارگرفته است. این ایوه درست در برابر دشتگل قرار دارد که جایگاه گرمسیری تش خواجه وطایفه ی شهنی بوده و خواجه ها در تاریخ های1275ه.ق.-1237خ-و 1278ه.ق.-1240 خ- و1289 ه.ق.-1250 خ –از گندلی ها وراکی –ململی ها خریداری شده است.
تشابه بسیار نزدیک منطق های سوسن در گرمسیر وبیرگان در سردسیر ونزدیکی دشتگل وایوه در گرمسیر ، هرچند که سندی وحتا خاطره ای جز داستانی که گفته شد، دردست ویاد نمانده اما می تواند حکایت از میل وجذابیتی باشد که دریاد وذهن خواجه ها از سرزمین های گذشته ی دورشان
مانده باشد.هرچند کوچ از ایوه می تواند در همان سالهای نزدیک پیش امده باشد.
در یادها وگفته های پیران دوران نوجوانی وجوانی نگارنده از 4 اولاد اصلی خواجه نام برده می شد وبقیه را افزوده شدگان –هریک با سببی ویژه ،که گفته خواهد شد –به ان 4 اولاد میدانستند ، هرچند که هم اینک تعداد انها بسیار بیش از آن 4 اولاد اصلی شده است. در سند اشاره شده نام سر اولاد ها ویا پسران سر اولادها به عنوان یکی از خریداران امده است.جالب است که در آنزمان هنوز برخی اولاد ها –یا شاید اصولن اولادی –تشکیل نشده بوده است.....ادامه دارد.
بنام خداوند جان وخرد-لر وبختیاری آنچنان که شایسته ی آنهاست کمتر شناخته شده است.تاریخ آنها محدود به تاریخ اتابکان -کوچک و بزرگ -شده است وتاریخ معاصرشان با کم توجهی وگاه بی توجهی تاریخ نویسان ایرانی روبرو بوده وخارجی ها هم -با وجود برخی کارهای ماندگار -به اگاهی های معدود مسافران وماموران وسپستر باستانشناسان بسنده نموده ودنبال هدف های خود بوده وهستند.این میان قلم بدستان لر هم کار اندکی انجام داده اند وبرخی نیز با نوشتن یکی دو کتاب کار خودرا پایان یافته پنداشته وبازنشسته شده اند...خوب اینک که اینترنت مجال نیکی برای نوشتن فراهم نموده است بر قلم بدستان لر تبار است که با پژوهش ها وبررسی های همه جانبه ودانشی ودانشگاهی کوتاهی های گذشته را جبران نمایند.در این راه آنچه بیش از معرفی تاریخ وفرهنگ ما -به نشانه ی بخش پر بار وماندگارتاریخ و فرهنگ ایرانی -اهمیت دارد چگونگی وشکل مستند وبخردانه ی معرفی این تاریخ وفرهنگ است تا آنجا که مورد توجه وبهره برداری علاقمندان ونیازمندان قرار گیرد.(امری که شوربختانه از سوی برخی جوانان لر تبار نادیده گرفته می شود تا آنجا که با سرسختی همه ی پژوهش ها وپزوهشگران را در هر جایگاه نفی میکنند وگاه تندروانه!وبی ترس ونگرانی دست به تخریب آنها می زنند.. )نگارنده همه ی تلاش وکوشش خودرا در این راه بکار خواهد برد-با سپاس از پیشینیانی که راه را برای او ودیگر علاقمندان هموار نموده اند....وبا این امید که از یاری وهمراهی همتباران اندیشمند بی بهره نماند.تندرستی وامیدواری برای همتباران وهممیهنان وجهانیان آرزو دارم.فریبرز خواجه برج سفیدی