چوغا-2
- خانم ایزابلا بیشاپ هم که نکته های بسیار درباره ی فرهنگ ودانش وبینش بختیاری نوشته است در شرح لباس خان می نویسد.....کلاه سفید نمدی ،ارخالق بلند سبز بامیله های ابی ،تن پوش زرد رنگ از شال کشمیر درزیر قبا ویک شلوار دبیت سیاه رنگ فراخ. ایشان نیز اشاره ای به چوغا نمی کند.
-لایارد وپیش از او راولینسن نیز ، که زوتتر از دیگران به سرزمین لر وبختیاری پا گذاشته بودند نیز از چوغا چیزی نمی گویند.
اما ژان پیر دیگار که به نوشته ی دکتر محمد حسین پاپلی یزدی در پیشگفتار کتاب فنون کوچ نشینان بختیاری اثر دیگار-"به ایران عشق می ورزد وبه ایلات بختیاری عشقی دوچندان دارد وتا آنجا علاقه ی خود را پیش برده که همسر خودرا نیز از دختران با سواد لر انتخاب کرده .." بیشترین مطلب را در باره ی چوغا دارد. وی پس از شرحی بلند از چوقا وانواع آن وطرز بافت و اینکه چوغا لیواسی یا بهترین نوع چوغا در لرستان بافته میشود ودر روستای لیواس ، می نویسد "چوغا...فقط از زمان سلطه ی رضا شاه در بختیاری ها معمول شده وبدون تردید جایگزین پوشاک ازبین رفته ی خودشان شده است.مسافران قدیمی از ان صحبتی نمی کنند .در تمام اسناد بجا مانده از انها ،بختیاری ها قبا پوشیده اند ...این قبا که درسراسر ایران متداول بوده است از اوایل قرن حاضر کاملن از بین رفته است."
شوربختانه اشاره ای به جایگاه وپایگاه اصلی چوغا نمی شود.آیا لیواس؟ پایگاه چوغا نیست؟
درپایان اشاره می شود که لباس نمی تواند مقدس باشد بوِیژه که آلوده می شود وکهنه وپوسیده واز بین میرود! اما می شود گفت که گاهی لباس یا هر چیز دیگر، نماد می شود که در این صورت مورد احترام، واینجاست که هم صاحبان لباس نماد شده وهم دیگران باید پاسدار حرمت آن باشند.
.....تقدیم به همتباران جوان وجناب داودی .
بنام خداوند جان وخرد-لر وبختیاری آنچنان که شایسته ی آنهاست کمتر شناخته شده است.تاریخ آنها محدود به تاریخ اتابکان -کوچک و بزرگ -شده است وتاریخ معاصرشان با کم توجهی وگاه بی توجهی تاریخ نویسان ایرانی روبرو بوده وخارجی ها هم -با وجود برخی کارهای ماندگار -به اگاهی های معدود مسافران وماموران وسپستر باستانشناسان بسنده نموده ودنبال هدف های خود بوده وهستند.این میان قلم بدستان لر هم کار اندکی انجام داده اند وبرخی نیز با نوشتن یکی دو کتاب کار خودرا پایان یافته پنداشته وبازنشسته شده اند...خوب اینک که اینترنت مجال نیکی برای نوشتن فراهم نموده است بر قلم بدستان لر تبار است که با پژوهش ها وبررسی های همه جانبه ودانشی ودانشگاهی کوتاهی های گذشته را جبران نمایند.در این راه آنچه بیش از معرفی تاریخ وفرهنگ ما -به نشانه ی بخش پر بار وماندگارتاریخ و فرهنگ ایرانی -اهمیت دارد چگونگی وشکل مستند وبخردانه ی معرفی این تاریخ وفرهنگ است تا آنجا که مورد توجه وبهره برداری علاقمندان ونیازمندان قرار گیرد.(امری که شوربختانه از سوی برخی جوانان لر تبار نادیده گرفته می شود تا آنجا که با سرسختی همه ی پژوهش ها وپزوهشگران را در هر جایگاه نفی میکنند وگاه تندروانه!وبی ترس ونگرانی دست به تخریب آنها می زنند.. )نگارنده همه ی تلاش وکوشش خودرا در این راه بکار خواهد برد-با سپاس از پیشینیانی که راه را برای او ودیگر علاقمندان هموار نموده اند....وبا این امید که از یاری وهمراهی همتباران اندیشمند بی بهره نماند.تندرستی وامیدواری برای همتباران وهممیهنان وجهانیان آرزو دارم.فریبرز خواجه برج سفیدی