شکل زندگی کوه نشینی وکوچ نشینی ،که در آن انسان اسیر دام خود است واورا کمتر به تمدن سازی وپیشرفت وتوسعه و..دلمشغول می سازد.خاطره ی ناخوش شهرنشینان از آنها وافتادن قدرت بدست اینان-شهرنشینان- وعامل هایی دیگر ،از جمله غفلت رهبران ایلی،موجب شده است که در این مدت،از سقوط قاجاریه به بعد،توجه کمتری به اقوام بشود.این بد توجهی ،شوربختانه ،بجز عقب افتادگی مادی ،عقب ماندگی فرهنگی را نیز بدنبال داشته است که خود بسیار زیانبارتر از آن یکی می باشد.به دید نگارنده این عقب ماندگی عامل اصلی توسعه نیافتگی منطقه های قومی نسبت به دیگر منطقه ها در کشور شده است تا جایی که می توان گفت بسیاری از کارهای صورت گرفته در این منطقه ها به خاطر کمک به توسعه ی آن ناحیه ها بوده است.سد ها وکارخانه های مرتبط با نفت وگاز در این باره نمونه های روشنی می باشد.

   این عامل ها واین نتیجه ی بدست امده در این بخش –بخش ها –از میهن ،ما را بران میدارد تا ،در صورتی که بدنبال پیشرفت وتوسعه ی سرزمین ورفاه مردم خود هستیم،  در اندیشه ورفتار خود تحولی ایجاد کنیم.آنچنان تحولی که جبران دست کم سد سال عقب ماندگی را بنماید وما را وشهرهای مارا در امکان بهره بردن از سرمایه ها وفرصت ها،در گستره ی ملی،همتراز دیگر استانها وشهر ها قرار دهد.