ماجرای استفاده ی نابجای تصویر ایلخانی بزرگ وقدرتمند بختیاری بر روی جلد کتاب پیغمبر دزدان جناب باستانی پاریزی وسخن نسنجیده ی آن تاریخگوی دور از ادب موجی از اعتراض ودلخوری در بین همتباران خان ایجاد کرد و...از سویی موجی در بین کتابسازان و سندسازان عرب خوزستانی ووابستگان آنها که هم در نوشته های آنها به خوزستان جفا نموده اند وهم قدرت بی همتایی برای شیخ خزعل به تصور آورده اند-دو موضوعی بوده وهستند که ذهن نگارنده را بخود مشغول کردند والبته به سکوت گذراندم تا...تا اینکه برای بار دوم وپس از ۲۷سال کتاب سفرنامه ی حاج عبالغفار نجم الملک را دردست گرفتم..نجم الملک مهندس که برای کارهای مهندسی به خوزستان مامور شده بود-در ۱۲۶۰ خورشیدی-گویی ماموریت دیگری هم داشته است وآن بدگویی وترساندن شاه قاجار-ناصرالدین-وهشدار پنهانی به قاجار نسبت به ایلخان بختیاری بوده است.پیشنها میدهم هم ان تاریخگو وهم به اصطلاح پان عرب ها وسدالبته همتباران این کتاب را اگر هم خوانده اند دوباره بخوانند تا همگان از قدرت ُتوانمندی ها ونفوذ بیمانند او در بین عربها وبویژه سرسپردگی شیخ مزعل برادر خزعل که بدست او-خزعل-کشته می شود آگاه شوند.واین ها ودیگر نمود های شخصیتی او را بدانند وافسوس بخورند که ای کاش در مشروطه زنده بود...می خواستم جمله هایی از کتاب بیاورم دیدم حیف است باید همه ی کتاب را خواند که پر از آگاهی های دست اول است چه تاریخی چه جغرافیایی وچه بقول جوانتره روکم کنی-این دست واژه ها که تنها در انحصار تاریخگو نیست!؟