ماایرانی ها اغلب،بجای درخواست حق وحقوق خود وپافشاری بر آن،برفرض محق بودن،پای دیگران را به میان می کشیم و به این علت دنبال حقمان را میگیریم چون دیگری حق خودرا گرفته است.به این جمله ها توجه فرمایید:

    -همسایه ی ما با وجود زیربنای بیشتر آپارتمانش،مالیات کمتری پرداخته است.(بجای اعتراض به مالیاتی که باید به پردازد)

   -حقوق فلانی با وجود سابقه ی کمتر ،از من بیشتر است.(بجای درخواست حقوق بیشتر)

   -چرا مزایای فلانی از من بیشتر است.(بجای اینکه چرا مزایای من کم است.)

وازاین قبیل برخوردهای ناسالم به امور،یعنی بجای پرداختن به اصل مطلب واینکه آیا حق با اوهست یانه پای دیگران را به میان می آورند وای بسا که با عث آزار آنها هم می شوند.

   این ویژگی را می توان ناشی از ترس ونگرانی از مافوق –رئیس ،پلیس ،حاکم وحکومت و بطور کلی آنکس که حق در دست اوست! دانست،امری که خود ناشی از سدهاسال زیر سرنیزه ی حکومت های زورگو زیستن وظلم وستم حاکمان وعوامل انها دانست. متاسفانه این ویژگی در همه ی امور زندگی ما از امور خصوصی تا عمومی واز خواسته های فردی تا اجتماعیرسوخ نموده وجاریست..

  2-با این مقدمه به اصل مطلب می پردازیم.حقیقت اینکه –جای دیگری هم گفته ونوشته ام-ما ایرانی ها که تا سد سال پیش زیر یوغ خانها وشیخ ها روزگار میگذراندیم وبه ظاهر راضی هم بوده ایم-گفته ها وخواسته های به اصطلاح روشنفکران قومگرا وهویت طلب ما چنین تصوری را ایجاد میکنند-اینک که قومگرایی وهویت طلبی!مد روز شده است واگاه ونااگاه بدان پرداخته ومی پردازند،بازهم بجای پرداختن به خواسته های خود،با جرئت وجسارت،همچنان گرفتار همان کجروی و مبهم گویی وپای دیگران را به میان کشیدن،هستیم وبا مظلوم نمایی ،قومی دیگر را به میان اورده وبا انواع تهمت ها و سخن های بی ارزش ودر عین حال کلیشه ای که ورد زبان همه ی پان فلان ها ست-نا جوانمردانه وبی ادبانه از هیچ دروغی  در باره ی آن ابا نداشته وبی پروا وناروا هر توهینی را روا میدارند.

   3- این قوم ظالم کیست!؟  --این روشنفکران پیرو مد وبه قول خودشان مدگرا!با ساخت وپرورش قومی که هیچ ویژگی ای برای آن متصور نیست وهیچ تعریفی هم  از ان ندارند،و دادن امتیاز –شونیست –به ان،با مظلوم نمایی واشک و آه وناله وشکوه ،مجامع بیخبر و با خبر از همه جا را به یاری طلبیده ومعرکه براه می اندازند. خواننده ی گرامی بطور قطع هم با این گونه روشنفکران اشنایی دارد وهم قوم ظالم –به ظن انها_را که همان پارسیان باشند،میشناسند.

خوب حال به بینیم که اینان چه میگویند وحرف حساب –وازدید نویسنده ی این سطور،ناحساب-آنها چیست....دنباله دارد.